جمعه
دخملی دیگه بزرگ شدی و این احساس داره مامان رو از خوشحالی دیوونه میکنه شاید کمی شیطنت و اذیتهات منو عصبانی کنه ولی وقتی با خودم فکر میکنم هیچ چیزی به اندازه بزرگ و خانم شدن تو خارق العاده نیست و این شیطنتها هم جزیی از این مرحله هاست که میگذره کم کم داری حرف میزنی و هر چی میگیم قشنگ تلفظ میکنی الان دیگه اسم همه رو میدونی و با بابایی بزرگی و دایی حسن قشنگ تلفنی حرف میزنی دیگه برای درخواستهات جمله های کوتاه بکار میگیری ؛ دیگه دوست داری شبا پیش بابایی جون یا بقول خودت پدرام بخوابی و روزا از من میپرسی پدرام کجایی؟ عاشق این مدل حرف زدنت هستم یه روز ی میرسه که حسرت این روزا رو میخورم ولی مهم این که کنارمی و با لبخندت و نگاهات و حرفات شادم میکنی. ...
نویسنده :
مامان متین
15:34







