جمعه 90.11.14
از اونجایی که دیشب دیر خوابیدیم همگی تا ساعت 11 خواب بودیم و بعد خوردن ناهار تصمیم گرفتیم جایی بریم و از اونجایی که ما خانمها عشق خریدیم رای این بود که بریم مرکز خرید یا جایی شبیه اون و آقایون هم که طبق معمول به قول خودشون واسه ایجاد تفاهم و مهربانی همیشه موافق هستن چاره ایی نداشتن جز قبول پیشنهاد ما ؛ اول من و سپیده جون رفتیم پاساژ نبوت تا از نمایندگی اوریف لیم خرید کنیم که صاحب مغازه با وجود هماهنگی های قبلی بدقولی کرده بود و نیومده بود ؛ بعدش هم به پیشنهاد مامان جونی رفتیم مرکز خرید ونک که نگو نپرس ؛ چقدر شلوغ بود پارکینگ جا نداشت و تا چند کیلومتر اطرافش جای پارک نبود منصرف شدیم و رفتیم مرکز خرید اندیشه و اونجا هم نمایندگی اوریف ...
نویسنده :
مامان متین
1:25








